X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

یادداشت اخرین روز تابستان....!!

من و مامان...!!


بعد از کلی وقت تصمیم گرفتم توی کارهای خونه به معنای واقعی(از اول تا اخر) به مامانم کمک کنم؛


چشمتون روز بد نبینه!!!

هر چی اصرار کردم که مادر من اجازه بده نصفشو امروز انجام بدیم نصفشو فردا،تو کتش نرفت که نرفت


از ساعت سه بعد از ظهر تا همین الان من ننشستم روی زمین

به معنای واقعی داغون شدما!!


البته نتیجه ی کار بسیار لذت بخش بود چون دیزاین اتاق خودم و بقیه اتاق ها تغییر کرد و تنوع جالبی شد،و اینکه بدن شیرازی تنبلم!!به این فعالیت احتیاج داشت


واقعا سرحال شدم


و یادی هم از گذشته کردم؛واقعا یاد روزهایی که خدمتکار داشتیم بخیر،چقدر خوب بود


و نکته ی بعدی اینکه قدر ماماناتونو بدونید خیلی کارشون زیاده


از همینجا به همه ی مادران از جمله فرشته ی مهربون خودم خسته نباشید و خدا قوت میگم


خلاصه خیلی خوش گذشت بخصوص خوراکی هایی از جمله گردو و حلوا و انگور و سیبی که به خودم پاداش دادم!!


کلاس های فردا رو هم که می پیچونم!!(مثلا من خیلی درس خونم!!)


و ان شاالله از شنبه با انرژی و عزم جزم میریم به سراغ دروس!!!


**از این به بعد گه گاهی از این روز نوشت ها واسه تنوع خواهیم داشت!!


موفق باشید

[ سه‌شنبه 31 شهریور 1394 ] [ 20:17 ] [ Miss mA ]